ابراهيم عاملي ( موثق )
131
تفسير عاملي ( فارسي )
است كه قابل پذيرش نيست و نتيجه اش در عالم ديگر زيان است و بس ، و اين يك اصل مسلَّم است كه اگر كسى وقت و نيروهاى مادّى و معنوى خود به كار برد و هنوز بنتيجه نرسيده آنها را رها كند البتّه آنچه صرف كرده است نابود شده و زيان برده است و بهدف خود هم نرسيده است مگر هنوز كه وقت باقى است نقشه ى اوّلى خود را دنبال كند كه البتّه به نتيجه خواهد رسيد و همين است معنى « إِلَّا الَّذِينَ تابُوا مِنْ بَعْدِ ذلِكَ » و اگر اعتراض شود كه اين آيات براى تعيين تكليف آنهائى بوده است كه از دين برگشتهاند چنان كه در جهت نزول آيه نوشته شد پس ارتباط به آيت پيش ندارد . جواب آن است كه چون اين آيات در دنبال آن آيه است ممكن است براى تعيين تكليف آن مردم باشد مخصوص و بطور عموم براى معرّفى كليّه ى آنهائى باشد كه پى غير اسلام مىروند و روى اين نظر مىتوان گفت : مقصود از « من يبتغ » در آيت پيش آنهائى است كه دانسته و فهميده دين اسلام را به هيچ انگاشته و پى غير آن بروند . خواجه عبد اللَّه انصارى از همه ى اين گفته ها و انديشه ها گذشته است و راه ديگر پيش گرفته است و گفته است : الهى بو جهل از كعبه مىآيد و ابراهيم از بتخانه كار بعنايت است باقى بهانه الهى نور در طاعت امّا كار بعنايت است ما را مرحمت تو بايد ، باقى همه حكايت است : آنجا كه عنايت خدائى باشد فسق آخر كار پارسائى باشد و آنجاى كه قهر كبريائى باشد سجّاده نشين كليسائى باشد « 1 »
--> ( 1 ) انحراف از حقّ و ميل بباطل پس از شناخت و دريافت حقّ و باطل در اثر پيروى هوىها و پيروى خواهشهاى نفس است كه موجب شده و عقل را تيره نموده و مقهور ساخته است و در لسان متشرّعه اين حالت بخذلان تعبير شده يعنى خداوند دست حمايت از او برداشته و او را به خود واگذاشته لذا باطل را بر حقّ اختيار كرده و راه دوزخ را ميپيمايد و الَّا بر حسب اصل آفرينش و فطرت فرقى ميان طالب حقّ و طالب باطل نيست ، اگر مواظب بود و پيروى هواى نفس نكرد توفيق شامل او است و اگر دنبال خواهشهاى نفس رفت احيانا مخذول خواهد شد . و مراد از عنايت الهى در شعر همان توفيق است ، و از قهر كبريائى خذلان و به خود واگذارى كه آن را اضلال كيفرى گويند . ( مصحح )